پیشگیری از بحرانهای قلبی با شناخت بهموقع نشانههای خاموش
تشخیص بیماریهای قلبیعروقی غالباً موجی از هراس از مرگ و نگرانی درباره آینده را در بیماران برمیانگیزد، اما متخصصان حوزه سلامت تأکید میکنند با پیشگیری بهموقع، اصلاح الگوهای رفتاری و بازتوانی جامع، میتوان زندگی پویا و باکیفیتی را پس از رویدادهای قلبی تجربه کرد.
378169.mp3
پیشگیری از بحرانهای قلبی با شناخت بهموقع نشانههای خاموش
به گزارش خبرنگار روابط عمومی بیمارستان فیروزآبادی؛ فرارسیدن هفتم مهرماه، روز جهانی سلامت قلب، فرصتی برای تأمل بر یکی از مهمترین چالشهای نظام سلامت در سراسر جهان است؛ بیماریهایی که همچنان در صدر علل مرگومیر قرار دارند، در حالی که بخش عمدهای از خطرات ناشی از آنها با خودمراقبتی، شناخت زودهنگام ریسکفاکتورها و مداخلات هدفمند کاملاً قابل پیشگیری و مهار است.
این عوارض قلبیعروقی، برخلاف تصور عمومی که آنها را صرفاً محدود به یک رویداد ناگهانی یا درد خردکننده در قفسه سینه میداند، در بسیاری از مواقع با نشانههای پنهان و تدریجی آغاز میشوند؛ فرآیندی که در صورت غفلت از بررسیهای دورهای، میتواند فرصتهای طلایی مداخله زودهنگام را از میان ببرد.
با این حال، تلاقی اضطرابهای ناشی از ابتلا به بیماری قلبی با رفتارهای اجتنابی یا بیتفاوتیهای افراطی، روند درمان و بازگشت به زندگی عادی را در بسیاری از بیماران با چالشهای جدی مواجه ساخته است.
پیشگیری پیش از بروز علائم آغاز میشود؛ تنوع نشانههای بالینی در بیماریهای قلبی
دکتر مهرداد براتی، متخصص قلب و عروق بیمارستان فیروزآبادی، با تأکید بر اینکه مراقبت قلبی از دوران سلامت آغاز میشود، اظهار کرد: کنترل مستمر فشار خون، قند و چربی، اصلاح تغذیه، پایش وزن، فعالیت بدنی مداوم و ترک دخانیات، ارکان بنیادین پیشگیری اولیه هستند. نباید منتظر بروز نشانههای حاد ماند، چرا که آسیبهای عروقی اغلب بهصورت خاموش شکل میگیرند.
وی با اشاره به باورهای نادرست درباره علائم بیماریهای قلبی افزود: حملات و مشکلات قلبی همواره با درد شدید سینه همراه نیستند. علائمی همچون تنگی نفس، تعریق سرد، احساس فشار مبهم در قفسه سینه، سرگیجه، تهوع، تپش قلب یا دردهای انتشاری در دست، شانه، پشت، گردن و فک میتوانند زنگ خطری جدی باشند که بسته به شرایط فرد، نیازمند مراجعه فوری و ارزیابیهای تشخیصی تخصصی نظیر نوار قلب، آزمایش خون، اکوکاردیوگرافی، تست ورزش یا تصویربرداریهای پیشرفته عروقی هستند.
این متخصص قلب و عروق بیمارستان فیروزآبادی با بیان اینکه درمان موفق تنها به جراحی یا مصرف دارو خلاصه نمیشود، تصریح کرد: کنترل بیماری و کاهش ریسک عوارض بعدی، زمانی محقق میشود که بیمار در مسیر درمان مشارکت فعال داشته باشد؛ مسیری که در قالب بازتوانی قلبی معنا پیدا میکند تا فرد بتواند تحت نظارت بالینی و بهطور کاملاً ایمن، گامبهگام توان جسمی خود را بازیافته و سبک زندگی پایداری را در پیش بگیرد.
ترس از حرکت و انکار بیماری؛ چالشهای روانشناختی پس از رویداد قلبی
سپیده خاصهتراش، کارشناس ارشد روانشناسی سلامت بیمارستان فیروزآبادی نیز با تأکید بر اینکه «وقتی قلب بیمار میشود، روان نیز به مراقبت نیاز دارد»، خاطرنشان کرد: تجربه یک عارضه قلبی اغلب با ترس شدید از حمله مجدد، اضطراب مرگ یا ناامیدی نسبت به آینده همراه است. این بحرانهای روانی معمولاً بیماران را به دو قطب رفتاری سوق میدهد؛ گروهی دچار ترس افراطی از هرگونه حرکت و فعالیت بدنی شده و خود را بیدلیل منزوی و محدود میکنند، و گروهی دیگر با مکانیسم انکار، بیماری را نادیده گرفته و از مصرف داروها و پیگیریهای لازم طفره میروند.
وی در خصوص نقش روانشناسی سلامت در فرآیند درمان و بازتوانی افزود: صرف اطلاع از توصیههای درمانی یا آگاهی از اینکه «باید ورزش کرد و داروها را منظم خورد»، تضمینکننده تغییر رفتار نیست. روانشناسی سلامت موانع زیربنایی مانند باورهای نادرست، خستگی روانی و اضطراب بیمار را شناسایی میکند تا فرد با درک واقعبینانه از شرایط خود، بر ترسهایش غلبه کرده و تغییرات سلامتمحور را به عادات همیشگی تبدیل کند.
این کارشناس ارشد روانشناسی سلامت در پایان یادآور شد: بازتوانی قلبی یک مسیر چندبعدی است که اعتمادبهنفس از دست رفته بیمار نسبت به بدنش را بازسازی میکند. غایت درمان قلبی تنها نجات جان یک عضو نیست، بلکه یاری رساندن به بیمار است تا بتواند با آرامش روانی و اطمینان خاطر، دوباره به آغوش خانواده بازگشته و نقشهای شغلی و اجتماعی خود را با کیفیتی شایسته از سر بگیرد.
:
کامنت