سالمندی سالم و ضرورت حفظ استقلال فردی
نگاه رایج به سالمندی اغلب با تصور افول قطعی توانمندیها و کنارهگیری از جامعه همراه است، اما کارشناسان حوزه سلامت تأکید میکنند سالمندی پویا، بر پایهی حفظ کیفیت زندگی، استقلال و تغییر نگرشهای فردی و اجتماعی شکل میگیرد.
سالمندی سالم به معنای بیبیماری بودن نیست؛ هشدار نسبت به باورهای ناتوانکننده و ضرورت حفظ استقلال فردی
نگاه رایج به سالمندی اغلب با تصور افول قطعی توانمندیها و کنارهگیری از جامعه همراه است، اما کارشناسان حوزه سلامت تأکید میکنند سالمندی پویا، بر پایهی حفظ کیفیت زندگی، استقلال و تغییر نگرشهای فردی و اجتماعی شکل میگیرد.
به گزارش خبرنگار روابط عمومی بیمارستان فیروزآبادی؛ فرارسیدن نهم مهرماه، روز جهانی سالمند، فرصتی مغتنم برای بازنگری در الگوهای مراقبت و سلامت این قشر ارزشآفرین به شمار میرود؛ دورانی که نباید تنها با معیار سن شناسنامهای سنجیده شود یا معادل خروج از چرخهی فعالیت و حیات اجتماعی تلقی گردد.
این گذر عمر، هرچند بهطور طبیعی با تغییرات فیزیولوژیک و احتمال بروز بیماریهای مزمن همراه است، اما در باورهای عمومی بهاشتباه همردیف با پایان پویایی، وابستگی مطلق و انزوای فردی شناخته میشود؛ در حالی که مدیریت جامع سلامت و حفظ استقلال، میتواند سالهایی سرشار از رضایتمندی و کیفیت مطلوب را رقم بزند.
با این حال، تلاقی برخی پیشداوریهای فرهنگی با رویکردهای حمایتی افراطی، زمینهساز سلب استقلال از سالمندان و تشدید احساس ناتوانی در آنان شده است.
سالمندی فراتر از شمارش بیماریها است
دکتر مریم نیکصولت، متخصص طب سالمندی بیمارستان فیروزآبادی، با اشاره به ضرورت بازتعریف مفهوم سالمندی سالم اظهار کرد: در اذهان عمومی، سالمند سالم فردی تصور میشود که فاقد هرگونه بیماری باشد؛ اما این تصوری غیرواقعبینانه است. بسیاری از سالمندان علیرغم دستوپنجه نرم کردن با بیماریهای مزمنی چون دیابت، پرفشاری خون یا مشکلات مفصلی، زندگی کاملاً مستقل و باکیفیتی را سپری میکنند.
وی افزود: در ارزیابیهای تخصصی طب سالمندی، نگاه ما صرفاً به فهرست بیماریها معطوف نیست؛ بلکه عملکرد جسمانی، تواناییهای شناختی، وضعیت دارویی، تغذیه، کیفیت خواب، خلقوخو و حتی محیط زیست و شرایط اجتماعی بیمار سنجیده میشود تا مشخص گردد بیماری چه تأثیری بر زندگی روزمرهی فرد گذاشته و چگونه میتوان استقلال و کارآمدی او را حفظ کرد.
سالمندی سالم از سالهای جوانی و میانسالی آغاز میشود
این متخصص طب سالمندی بیمارستان فیروزآبادی با تأکید بر اینکه کیفیت دوران سالمندی ریشه در سبک زندگی سالهای پیشین دارد، تصریح کرد: اتخاذ سبک زندگی سالم شامل فعالیت بدنی مستمر، تغذیه متعادل، کنترل منظم فشار و قند خون، پرهیز از دخانیات، مراقبت از سلامت شنوایی و بینایی و در نهایت فعال نگه داشتن ذهن، همگی از ارکان کاهش عوامل خطر و صیانت از توانمندیها در کهنسالی به شمار میروند.
دکتر نیکصولت به نقش ظریف خانوادهها اشاره کرد و هشدار داد: مراقبت دلسوزانه نباید با محدود کردن سالمند اشتباه گرفته شود؛ حمایتهای بیش از اندازه و گرفتن فرصت تصمیمگیری و انتخاب از سالمند، احساس وابستگی را تقویت و توانمندی فردی او را تحلیل میبرد. بنابراین تا جایی که ایمنی فرد تهدید نشود، باید استقلال و حق مشارکت سالمندان در امور روزمره محفوظ بماند.
باور به ناتوانی؛ مانع اصلی پویایی در کهنسالی
سپیده خاصهتراش، کارشناس ارشد روانشناسی سلامت بیمارستان فیروزآبادی نیز با تأکید بر اینکه «سالمندی تنها یک مسئله جسمانی و پزشکی نیست»، خاطرنشان کرد: زاویه دید و ادراک هر فرد نسبت به فرایند سالمندی، نقشی تعیینکننده در سلامت او ایفا میکند. باور به ناتوانی و بازنشستگی از زندگی، پیامدی جز کاهش انگیزه، افت تحرک و دامن زدن به احساس رخوت به همراه ندارد؛ در حالی که باور به خودکارآمدی، نیروی محرکهای برای حفظ روابط و مشارکت در تصمیمات درمانی است.
وی افزود: سلامت روان، مغز و جسم درهمتنیدهاند؛ انزوای اجتماعی، تنهایی، اضطراب و افسردگی از مهمترین عواملی هستند که میتوانند مشکلات شناختی و افت حافظه را در سالمندان تشدید کنند. از این رو، حفظ پیوندهای عاطفی، داشتن معنا در زندگی و مشارکت فعال اجتماعی ضرورتی غیرقابلانکار برای گذر موفق از این مرحله است.
این کارشناس ارشد روانشناسی سلامت در پایان یادآور شد: مراقبت اصیل و پایدار زمانی محقق میشود که سلامت سالمندان را مسئولیتی مشترک میان فرد، خانواده، جامعه و نظام سلامت بدانیم. تنها با شکستن باورهای محدودکننده و فراهم آوردن بستری همدلانه و بدون قضاوت است که میتوان مفهوم حقیقی سالمندی را تحقق بخشید؛ مفهومی که نه صرفاً «بیشتر زندگی کردن»، بلکه «بهتر و باکیفیتتر زیستن» را بازتاب میدهد.
کامنت