زنگ خطرهای خاموش در روان؛ آیا خستگیهای روزمره را ساده میگیرید؟
فراتر از ابعاد جسمانی، کیفیت زندگی انسان در گرو تعادل روانی و توانایی مدیریت استرسهاست؛ با این حال، بسیاری از افراد با وجود خستگیهای مفرط روانی یا اختلالات خواب، همچنان توجه به سلامت روان را در حاشیه قرار میدهند.
به گزارش خبرنگار روابط عمومی بیمارستان فیروزآبادی؛ در دنیای پرمشغله امروز، سلامت روان نه یک امر لوکس، بلکه رکنی اساسی در پایداری سلامت عمومی و زیستی انسان است. بررسیهای بالینی همواره بر این واقعیت تأکید دارند که تن و روان ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند و بروز هرگونه تنش عاطفی یا اضطراب مزمن میتواند عملکرد سیستم ایمنی، الگوی خواب و کیفیت مدیریت بیماریهای جسمی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
شناخت نشانههای هشدار در روان؛ چه زمانی باید نگران شویم؟
سپیده خاصهتراش، کارشناس ارشد روانشناسی سلامت بیمارستان فیروزآبادی، با اشاره به ضرورت هوشیاری در برابر تغییرات روانشناختی اظهار کرد: تجربه غم یا اضطراب در مواجهه با بحرانهای زندگی واکنشی طبیعی است، اما اگر این حالات تداوم یابند و عملکرد روزمره فرد در محیط کار، خانواده و روابط اجتماعی را مختل کنند، نیازمند ارزیابی تخصصی خواهند بود.
وی نشانههای نیازمند پیگیری را برشمرد و تصریح کرد: اضطراب و غمگینی مداوم، بیخوابیهای مزمن یا تغییرات چشمگیر در الگوی استراحت، افت شدید انگیزه و از دست رفتن علاقه نسبت به فعالیتهای روزمره، احساس خستگی مفرط روانی، ناتوانی در تمرکز و تصمیمگیری، و کنارهگیری از ارتباطات اجتماعی از مهمترین علائم هشداردهندهای هستند که نباید به حساب خستگی ساده گذاشته شوند.
پیوند ناگسستنی سلامت جسم و روان
خاصهتراش با تأکید بر اینکه بیماران مبتلا به عارضههای جسمی یا بیماریهای مزمن بیش از دیگران در معرض آسیبهای روانی قرار دارند، افزود: اضطراب ناشی از روند درمان، نگرانی درباره آینده یا دشواری در پذیرش بیماری، از چالشهایی است که روانشناسی سلامت به طور مستقیم به آن میپردازد. هدف در این حوزه، کمک به فرد برای تنظیم هیجانات، افزایش تابآوری و بازسازی سازوکارهای مقابلهای با استرس است تا بیمار بتواند با مشارکت فعالانهتری مسیر درمان خود را طی کند.
این کارشناس ارشد روانشناسی سلامت یادآور شد: مراقبت از سلامت روان نیازمند اقدامات پیچیده نیست؛ تنظیم خواب شبانه، تحرک و فعالیت بدنی مستمر، حفظ ارتباطات امن و حمایتگر عاطفی، و شناخت دقیق محرکهای استرسزا از گامهای بنیادین خودماقبتی روزمره به شمار میروند. با این حال، در صورت غلبه بر این راهکارها، مراجعه به روانشناس پیش از رسیدن به نقطه بحران، یک انتخاب هوشمندانه برای صیانت از کیفیت زندگی است.
مسئولیت اجتماعی در برابر سلامت روان
خاصهتراش در پایان خاطرنشان کرد: سلامت روان صرفاً یک مسئولیت فردی نیست؛ بلکه خانوادهها، محیطهای کاری و کادر درمان در بیمارستانها نقش مهمی در ساختن فضایی عاری از قضاوت، همراه با شنیدن همدلانه و تسهیل دسترسی به خدمات حمایتی دارند. بیمارستانها تنها پناهگاه درمان تن نیستند، بلکه بستر امنی برای شنیدن رنجهای روانی و التیام همزمان جسم و روان مراجعین به شمار میروند.
کامنت