مصرف خودسرانه مکملها؛ وقتی تلاش برای سلامت نتیجه معکوس میدهد
امروزه مصرف ویتامینها و مکملهای غذایی با انگیزه حفظ تندرستی و پیشگیری از بیماریها افزایش یافته است، اما متخصصان بالینی و روانشناسی سلامت هشدار میدهند مصرف بیرویه، طولانیمدت و ناآگاهانه این فرآوردهها میتواند به آسیبهای جبرانناپذیر کبدی، کلیوی و تداخلات خطرناک دارویی منجر شود.
به گزارش روابط عمومی بیمارستان فیروزآبادی؛ عبارتهایی نظیر «ویتامین D مصرف میکنم تا استخوانهایم قوی بماند»، «زینک میخورم تا موهایم نریزد» و «ب کمپلکس مینوشم تا انرژی بگیرم» به بخشی از رفتارهای روزمره جامعه بدل شده است؛ رفتارهایی که غالباً با انگیزه مراقبت از سلامت انجام میشوند اما گاهی به دلیلی ناموجه و بر پایه یک فرض نادرست شکل گرفتهاند: این تصور که «مصرف هرچه بیشتر مواد مغذی، سلامت بیشتری به همراه میآورد».
با وجود نقش بنیادین ریزمغذیها در اعمال زیستی بدن، مقادیر مورد نیاز هر فرد بسته به سن، وضعیت تغذیه، بیماریهای زمینهای و شرایط فیزیولوژیک متفاوت است و فراتر رفتن از حد نیاز واقعی نه تنها مزیتی ایجاد نمیکند، بلکه تعادل متابولیک بدن را برهم میزند.
هشدار طب داخلی درباره بار سمی ویتامینها و آسیب به کبد و کلیه
دکتر محمد جمالیان، متخصص بیماریهای داخلی بیمارستان فیروزآبادی، با تأکید بر اینکه ضروری بودن یک ماده مغذی هرگز به معنای بیخطر بودن مصرف مقادیر بالای آن نیست، اظهار کرد: مصرف نامناسب مکملها، بهویژه در دوزهای بالا یا در دورههای زمانی طولانی، عوارض بالینی متعددی به دنبال دارد. برای نمونه، انباشت ویتامین D از طریق بالا بردن سطح کلسیم خون میتواند به رسوب کلسیم و در موارد حاد به نارسایی و آسیب شدید کلیوی بینجامد. همچنین مصرف درازمدت دوزهای بالای ویتامین B6 موجب بروز مسمومیت عصبی، نوروپاتی محیطی و علائمی چون گزگز، بیحسی دست و پا و اختلال تعادل میشود.
وی با اشاره به خطرات ناشی از برهم خوردن تعادل میان عناصر یادآور شد: مصرف مازاد عنصر زینک، روند جذب مس در روده را مختل کرده و عواقبی نظیر کمخونی و اختلالات عصبی به بار میآورد. از سویی دیگر، مصرف خودسرانه مکمل آهن بدون بررسی تشخیصی خطاست؛ چراکه احساس خستگی یا ضعف همیشه ناشی از کمبود آهن نیست و ریشه آن ممکن است در اختلال عملکرد تیروئید، مشکلات مزمن خواب، بیماریهای زمینهای یا فشارهای روانی نهفته باشد. همچنین ویتامین A، بهویژه در قالب ترکیبات رتینول، در صورت تجمع در بافت کبد سمیت سلولی ایجاد میکند و در زنان باردار خطر بروز ناهنجاریهای شدید مادرزادی در جنین را بالا میبرد.
دکتر جمالیان در خصوص فرآوردههای به ظاهر بیخطر تصریح کرد: برخی افراد بر این باورند که محصولات گیاهی، فرآوردههای لاغری، مکملهای بدنسازی یا ترکیبات چندجزئی به دلیل واژه «طبیعی» کاملاً ایمن هستند؛ در حالی که بار سمیت کبدی و افت عملکرد کلیوی ناشی از این محصولات بارها در بخشهای بالینی مشاهده شده است. علاوه بر این، طبیعی بودن آزمایشهای روتین در یک مقطع زمانی خاص هرگز متضمن بیخطر ماندن مصرف مداوم این ترکیبات در آینده نیست.
این متخصص بیماریهای داخلی با تأکید بر اهمیت تداخلات دارویی افزود: تداخل مکمل با داروهای مصرفی بیمار از چالشهای پنهان درمان است. تغییرات سطح دریافت ویتامین K اثربخشی داروی ضدانعقاد وارفارین را دگرگون میکند؛ مصرف همزمان املاحی چون کلسیم یا زینک به میزان چشمگیری جذب داروهای حیاتی نظیر لووتیروکسین و برخی آنتیبیوتیکها را کاهش میدهد؛ و ترکیب برخی مکملهای گیاهی با داروهای قلبی یا رقیقکننده خون احتمال خونریزی را بالا میبرد. از این رو، گزارش دقیق تمامی فرآوردههای مصرفی، حتی داروهای بدون نسخه و ویتامینها، به پزشک معالج برای حفظ ایمنی درمان ضروری است.
وی گروههای پرخطر را برشمرد و تأکید کرد: بیماران مبتلا به نارساییهای مزمن کلیوی و کبدی، سالمندانی که همزمان چند دارو مصرف میکنند، مادران باردار یا زنانی که قصد بارداری دارند، افراد مبتلا به سندرمهای سوءجذب، بیماران دارای سابقه سنگهای کلیوی یا اختلال متابولیسم کلسیم، و ورزشکارانی که به طور همزمان چند ترکیب تقویتی را دریافت میکنند، باید به طور جدی از مصرف خودسرانه پرهیز کنند و هرگونه اقدام را بر مبنای ارزیابی بالینی و شواهد آزمایشگاهی انجام دهند.
ریشههای روانشناختی مصرف افراطی؛ مکمل در جایگاه مهارکننده اضطراب
سپیده خاصهتراش، کارشناس ارشد روانشناسی سلامت بیمارستان فیروزآبادی، با تبیین ابعاد رفتاری گرایش فزاینده به مکملها اظهار کرد: تصمیم برای مصرف این فرآوردهها صرفاً یک موضوع پزشکی محض نیست، بلکه با باورها، ترسها، تجارب فردی و فشارهای رسانهای پیوند خورده است. در پسِ استفاده مداوم از قرصهای ویتامین، غالباً اضطرابِ بیمار شدن، نگرانی از فرآیند پیری، هراس از ریزش مو یا افت توان بدنی نهفته است. در چنین وضعیتی، مصرف مکمل از یک اقدام تغذیهای فراتر رفته و به سازوکاری برای کاهش موقت نگرانی و دستیابی به احساس کنترل در برابر شرایط نامطمئن تبدیل میشود.
وی ادامه داد: برچسبهایی چون «طبیعی»، «تقویتکننده» یا «مناسب برای همه»، سوگیری شناختی ایجاد میکنند و سبب میشوند فرد خطرات واقعی محصول را نادیده بگیرد یا به دلیل بدون نسخه بودن، از بیان آن نزد پزشک معالج خودداری ورزد. در روانشناسی سلامت تلاش میشود فرد به جای اتکا به تجارب متفرقه اطرافیان یا محتواهای تبلیغاتی فضای مجازی، مهارت تفکر نقادانه و تصمیمگیری آگاهانه را به کار گیرد.
خاصهتراش به پرسشهای هدایتکنندهای که هر فرد پیش از آغاز مصرف باید از خود بپرسد اشاره کرد و گفت: لازم است فرد ابتدا مشخص کند چه عارضهای را میخواهد برطرف سازد، آیا ریشه اصلی آن عارضه از طریق روشهای بالینی معتبر روشن شده است، آیا راهکارهای اصلاح سبک زندگی شامل بهبود الگوی خواب، تغذیه طبیعی و فعالیت بدنی سنجیده شدهاند، و آیا ضرورت و پیامدهای درمانی با پزشک یا داروساز در میان گذاشته شده است یا خیر. این نگاه سنجشگرایانه، وسواسِ تسکین اضطراب با دارو را به مراقبت واقعی و هوشمندانه از تن و روان تبدیل میکند.
کارشناس ارشد روانشناسی سلامت بیمارستان فیروزآبادی در پایان خاطرنشان کرد: سلامت انسان با شمار کپسولها و فرآوردههای مصرفی سنجیده نمیشود، بلکه بازتابی از شیوه تصمیمگیری آگاهانه ما در مواجهه با پیامهای هشداردهنده بدن است. هر علامت بالینی پیامی است که پیش از هر چیز نیازمند ریشهیابی تخصصی است؛ نه اینکه با مصرف نابجای مکملها، علائم را پنهان ساخته و زمان طلایی تشخیص را از دست بدهیم.
کامنت